
CRIME TIME I کرایم تایم
پادکست کرایم تایم یک برنامه فارسی زبان است که در هر اپیزود یک ماجرای جنایی واقعی را بازگو میکند. این پادکست توسط room 13 تولید میشود و در اپل پادکست در دسترس است.
Episodes

اپیزود ویژه (پرشونده ترین اپیزودهای اتاق 13)
در این اپیزود شنونده 5 ماجرای مختلف هستید شنونده داستان زنی اغواگر هستید شنونده داستان مردی هستید که مرد شریفی بود، اما زندگی اون رو تبدیل به یه هیولا کردشنونده داستان زوجی هستید که یه سفر عاشقانه و جذاب رو شروع کردن اما پایان سفرشون تلخ شد شنونده داستان مردی هستید برای سالیان سال با یه هویت جعلی زندگی میکرد و شنونده ماجرای یه مجری معروف بی بی سی خواهید بود که مرگش تبدیل به یه معما شد

اپیزود ویژه (پر شنونده ترین های اتاق 13 )
این اپیزود ، از 4 بخش تشکیل شده و شامل 4 اپیزود مختلف هستشداستانی از عشق که به یه تراژدی تلخ ختم شدداستان یه حسادت دوستانهداستان زنی که نمیتونست بیخیال حرف مردم بشهو داستان دختر بچه ای که دنیا براش جای امنی نبود

اپیزود ویژه (پر شنونده ترین های اتاق 13 )
در این اپیزود شنونده 4 داستان مختلف هستیدداستان اول : زنی که از زنانگیش برای ترغیب مردها و رقم زدن یه جنایت سواستفاده کردداستان دوم : وقتی که یه دزد ، خودش قربانی میشهداستان سوم : داستان یه آرایشگره که بدون اینکه خودش خبر داشته باشه معشوقه ذهنی یه مرد بود و منجر به یه جنایت شدداستان چهارم : داستان مردی که کابوس مردم انگلیس و شهر لندن شده بود

اپیزود ویژه (پرشنونده ترین های اتاق 13)
اپیزودی متشکل از 4 داستان ، داستان دو قاتل سریالی بی رحم ،پدری خودخواه که خانواده اش رو نابود کرددختری که بخاطر فشارهای پدر و مادرش یه فاجعه رو رقم زدو زنی که از جذابیتش برای فریب و جنایت استفاده کرد

فرار نافرجام
رابرت چه رازی رو میدونست که حاضر شد کل زندگیش رو توی یه روز ول کنه و فرار کنه؟ آیا اون قربانی یه توهم شد؟آیا قاتلهایی هزاران کیلومتر تعقیبش کردن؟

خون آشام سوئد
قاتل کی میتونست باشه؟یه مشتری ناشناس، یه جراح یا یه خون آشام ؟پرونده خونآشام سوئد بیش از ۹۰ ساله که ذهن بهترین کارآگاههای پلیس رو درگیر کرده

کمپینگ در نیمه شب
مامان تو صندوق عقبهمامان توی معدنِ و افتاد توی آباینا حرفای یه پسر بچه چهارساله بودیعنی چیزی دیده؟ یعنی این پسر شاهد یه جنایت بوده؟این اپیزود داستان یه خانواده اسکه هرچی جلوتر میره پیچیده تر و مرموز تر میشه

عمارت ارواح
سی و هشت سال، صدای چکشها حتی برای یک روز هم قطع نشداین کار بخشی از زندگی مردم شهر شده بودتا اینکه یه روز صبح، دیگه هیچ صدایی شنیده نشداون روز، فرشتهی مرگ بالاخره تونسته بود راهش رو تو اون هزارتوی عجیب پیدا کنه

پولشویی(2)
فکر میکنی پولشویی یه جرم که به من و شما ربطی نداره؟خب اینطور نیست کاملا به ما ربط داره وقتی یه ساختمان با پول کثیف ساخته میشه قیمت خرید و اجاره برای ما بالا میره وقتی یه شرکت با پول قاچاق، رقبای سالم رو حذف میکنه فرصت شغلی از ما گرفته میشه پولشویی فقط شستن پول نیست؛شستن آینده و فرصتهای یک جامعه استبیا ببینیم قربانی اصلی این جرم کیه

پولشویی
فکر میکنی پولشویی یه جرم که به من و شما ربطی نداره؟خب اینطور نیست کاملا به ما ربط داره وقتی یه ساختمان با پول کثیف ساخته میشه قیمت خرید و اجاره برای ما بالا میره وقتی یه شرکت با پول قاچاق، رقبای سالم رو حذف میکنه فرصت شغلی از ما گرفته میشه پولشویی فقط شستن پول نیست؛شستن آینده و فرصتهای یک جامعه استبیا ببینیم قربانی اصلی این جرم کیه

جنایت غیر عادی
چقدر آدمای نزدیکت رو میشناسی؟به نظرت یه مرد چون زن و بچه داره میتونه آدم بی خطری باشه ؟به نظرت آدما تا چه حد میتونن مریض و روانی باشن ؟داستان این اپیزود واقعا شوکه کنندس و باور هر شنونده ای رو عوض میکنه

پوکر باز
یه دورهمییه پوکر بازی با رفقاشبراش گرون تموم شدچون وقتی خونه نبود ، اتفاقی برای خانواده اش افتاد که شاید اگه بود نمیفتادالبته که ماجرا به همین سادگیا نیست

رفیق کُشی
به تِد باندی میگفتن آماتورمیگفتن میخوایم از اونم بزرگتر بشیمعاشق فیلمای خشن و اِسلَشِری بودنکی فکرشو میکرد دو تا نوجوون 16 ساله اینکارو بکنن ؟

تازه وارِد
تا حالا شده برید جایی و حس کنید بقیه رفتار متفاوتی باهاتون دارن چون غریبه اید حس کنید دارن قُلدُری میکنن براتون ؟خب فیبی 15 ساله ایرلندی هم همین حس رو داشت و ماجرای فیبی شد یه داستان جهانی

کارت مترو
اونا فکر میکردن همهچیز بینقص و کامله؛ یه جنایت بدون هیچ ردپاییفکر میکردن قسر در رفتن و حالا میتونن به کارهای کثیفشون ادامه بدناما یه اشتباه کوچیک، کافی بود تا کل نقشهشون مثل یه دومینو فرو بریزه

شغل تابستانی
یک بطری آب ، یه حوله ، یه جفت صندل و یه صندلی خالیاینا تمام چیزایی بود که اونجا بود ، اما اثری از خودش نبودمالی کجا بود ؟ کجا رفته بود ؟این پرونده بیش از دو دهه طول کشید تا حل بشههرچند با تردید و معما و حدس و گمان حل شد ، اما خب این پرونده پیچیدهالان از نظر خیلیا حل شده است

خسته از تحقیر
یک زن ، یک همسر ، چقدر میتونه رفتارای بد شوهرش رو تحمل کنه ؟یکسال ؟ پنج سال ؟ ده سال ؟ بیست سال؟سالی برای بیش از سی سال ، کارای ریچارد رو تحمل کردتحقیرها ، توهین ها ، بازی های روانی ، همه رو تحمل کرداما در آخر خسته شد و کاری رو کرد که فکرشم نمیکرد بکنهاما پسراش تا آخر کنارش موندن

تشنه رفاقت!
تشنه دوست پیدا کردن بودعاشق بازی کامپیوتری بودبه همه اعتماد میکرد و همه رو دوست داشت ، فکر نمیکرد دنیا انقدر بی رحم باشهاما عاقبت این پسر 13 ساله تلخ شد ، چون خاص بود ، چون خیلی خیلی مهربون تر از بقیه بود

مزرعه ذرت
کی فکرشو میکرد یه آخرهفته خوب ، تو مزرعه پدربزرگیه بازی ساده با برادرا و خواهرش و دوستاش بشه یه فاجعهفقط 150 متر با خونه فاصله داشتاما مسیری که رفت انتهایی نداشت

!دارم برمیگردم
دارم برمیگردممن تا نیم ساعت دیگه اونجامنیم ساعتی که هیچوقت نرسیداون فقط یه اشتباه کرد ، به غریزهش اعتماد نکردو همین اشتباه ، تاوان بزرگی برای اون داشت

اغفال اینترنتی
مجازی بازی کن، واقعی زندگی کناین شد شعار یه سازمان که تا حالا شاید جون خیلیا رو نجات داده باشهاین اپیزود ، داستان یه نوجوان 14 ساله اس ، که میخواس مدیرعامل یه شرکت بزرگ بشهاما صاحب اون شرکت بزرگ نقشه های دیگه ای برای این نوجوان داشت

عینک بنفش
یه بچه بی گناه مگه چه کاری میتونه کرده باشی که بخوان بهش آسیبی برسونن ؟اصلا چی از دنیا میخواد جز یه جایی واسه بازی کردن و داشتن امنیت؟جسیکای ده ساله رفت مدرسه ولی هیچوقت به کلاس نرسیدرفتنِ تلخ اون، نشون داد که دنیا گاهی چقدر میتونه واسه فرشتههای بیگناه بیرحم باشه

همسایه کِنِدی
وقتی ثروت و قدرت روی خون سرپوش میذارهپرونده مارتا و ردپای خانوادههای نزدیک به خاندان کندیداستان قدرت و ثروتِ که تونسته برای دهه هاحقیقت رو پنهان نگه داره

پایان آقای خاص
یه آقای خاص بودیه پدر خوب ، یه پدربزرگ مهربون ، یه همکار ایده آلیه عضو فعال کلیسااما پشت این نقاب یه قاتل روانی وجود داشتسی سال قتل و بازی با پلیسقاتل میتونست تا آخر عمرش مثل یه راز باقی بمونهولی غرورش کار دستش دادیه قاتل سریالی که بیشتر از کشتن، تشنه دیده شدن بود و تهش هم همین عطش، دستش رو رو کرد

آقای خاص
یه آقای خاص بودیه پدر خوب ، یه پدربزرگ مهربون ، یه همکار ایده آلیه عضو فعال کلیسااما پشت این نقاب یه قاتل روانی وجود داشتسی سال قتل و بازی با پلیسقاتل میتونست تا آخر عمرش مثل یه راز باقی بمونهولی غرورش کار دستش دادیه قاتل سریالی که بیشتر از کشتن، تشنه دیده شدن بود و تهش هم همین عطش، دستش رو رو کرد

اَد فِرِند
همه چیز از یه اد فرند ساده فیسبوک شروع شدمیگفت عاشقشه، ولی شش تا گلوله پایان راهشون بوداونم فقط چون گفت ، نهبعضی رابطه ها به سادگی به جدایی ختم نمیشن ، به قیمت جون یه آدم تموم میشن

یک خرید معمولی
تفریح شما چیه ؟ شنا ؟ بازی کردن ؟ کار ؟ سینما؟همه همچین تفریحاتی دارن معمولااما 2 تا جوون روانی بودن که تفریحشون قتل بودآدم کشتن بود و اینبار قرعه به نام قربانی این پرونده افتاد

دلباخته وِگاس
شوهرش نزدیک دوهفته بود خبری ازش نبوداما زنش میگفت نگران نباشید سرکاره ، بلاخره خودش پیداش میشههمیشه همینجوری ، بخاطر کارشهاما با اصرار برادر شوهرش گزارش گم شدن شوهرشو میدهو ماجرا تازه ابعاد تازه ای پیدا میکنه

پیشکش به شیطان
لطفا اگر اپیزود براتون پخش نشد فیلترشکن خودتون رو فعال کنیدهمیشه میگن به هر عقیده ای باید احترام گذاشتاما به نظرم تا جایی باید به هرعقیده ای احترام بگذاریم که بهمون آسیب نرسه چون خب مجرمای این اپیزود یک عقیده ای داشتن که واقعا نمیشه گفت محترم بوده و باید بهش احترام میگذاشتیم عقیده شیطان پرستی ! عقیده جاودانه کردن عشقشون با دادن قربانی به شیطان

پایان حسادت
لطفا اگر اپیزود براتون پخش نشد فیلترشکن خودتون رو فعال کنیدیک خانمی با شوهرش دعواش میشه و از خونه میزنه بیرون البته این چیزیه که شوهرش به پلیس میگه خلاصه ، چند روز میگذره از رفتنش و شوهرش به پلیس گزارش گم شدنش رو میدهاما این گزارش، شروع یه پرونده و ماجرای خیلی عجیب میشه پرونده ای پر رمز و راز و پیچیده

جنگ سُرخابی ها
قرمز یا آبی؟ بحث البته سر پرسپولیس و استقلال نیستبحث سر پپسی و کوکاکولا هستشمیدونستید بین اینا دهه هاست جنگ رخ داده ؟میدونستید پپسی داشت با یه اشتباه نظام یک کشور رو ساقط میکرد ؟میدونستید پپسی و کوکا ناسا رو درگیر ماجراجویی های خودشون کردن ؟#پپسی#کولا#کوکا-کولا#پپسی-کولا#نوشابه#تاریخ #صدای_تاریخ

سایه ای روی عرشه
اگر اپیزود پخش نشد لطفا فیلترشکن خود را فعال کنیدبه نظرت با پول میشه روی جنایت سرپوش گذاشت؟تصور کن با عشق زندگیت سوار یه کشتی کروز لاکچری شدیوسط آبی و داری عشق و حال میکنی اما چند ساعت بعدبدون هیچ ردی غیب میشی این داستان جورج اسمیتسوژه اصلی این پروندس یکی از مرموزترین و خاص ترین پروندههای ناپدید شدن تو تاریخِ که هنوز بعد از سالها، رازش فاش نشده

عشق ممنوعه
لطفا اگر اپیزود براتون پخش نشد فیلترشکن خودتون رو فعال کنیدداستانی که میتونست خوشحال کننده و جذاب و خوندنی باشهمیتونست اشک رو توی چشمای هرکسی که میشنید جمع کنه از خوشحالیخاطر شروع یه عشق ممنوعه تبدیل به یک فاجعه شد پرونده ای خاص که واقعا قابل باور نبود و نیست

فرار از صحنه
بیژن قیصر نه خلافکار بود، نه تحت تعقیب فقط یه جوون ۲۵ ساله بود که تو ماشین خودش بدون اینکه مسلح باشهبه رگبار بسته شد ، یعنی واقعا لایق مرگ بود؟یک فرار ساده از صحنه تصادف باید به اینجا ختم میشد ؟دوربینهای داشبورد پلیس همه چیز رو ضبط کردنفرار بیژن ، تعقیب، توقف و شلیکهای بیدلیل

سکوت کوهستان سِفید
یه دروغ بزرگ به استاداش گفت ، حساب بانکیش رو خالی کرد ، یه عالمه مشروب خرید و بعد زد به دل یه جاده تاریک و برفی«مورا ماری قبل از اینکه غیبش بزنه، داشت چیکار میکرد؟ داشت از چیزی فرار میکرد یا میرفت که یه زندگی جدید رو شروع کنه؟ پروندهای که هرچی بیشتر توش غرق میشی، دیوونهترت میکنه#راز_حل_نشده #جنایت_واقعی #مورا_ماری #MauraMurray

سوخت ممنوعه
فکرشو بکن ماشینت به جای بنزین، با آب کار کنه! نه آب خاصی، همین آب لولهکشی این رویای یه مخترع به اسم اِستنلی الن مِیِر بود اون ادعا کرد یه ماشین ساخته که دقیقا همین کار رو میکنهاما خب پس چرا الان همه ما ماشین آبسوز نداریم؟ چون داستان پیچیده تر از این حرفا بود #استنلی_مایر #خودروی_آبسوز #تئوری_توطئه #انرژی_پاک #اختراع_سرکوب_شده #مرگ_مشکوک #تکنولوژی_گمشده

آخرین وِلگرد دارما
(من خودکشی نمیکنم من دقیقاً برعکس این کار رو دارم انجام میدم)این آخرین جملهای بود که «لیا رابرتز» قبل از ناپدید شدنش روی کاغذ نوشت سفری که قرار بود شروعی دوباره باشهتبدیل شد به یکی از پیچیدهترین پروندههای گمشدههای آمریکا آیا لیا قربانی یه قاتل بیرحم شد یا واقعاً تونست یه زندگی جدید رو شروع کنه؟#جک_کرواک #پرونده_های_مرموز #یادداشت_عجیب#لیا#گمشده

عشق و خیانت
تا حالا دیدی یه زندگی رو که از دور مثل بهشت میمونه دیدی؟ اما وقتی نزدیک میشی میبینی یه فاجعه اس داستان کریس ، سرتیم امنیتی یه موسسه مذهبی معروفه که همه فکر میکردن خوشبختترین مرد دنیاست اما هیچ کس خبر نداشت زیر پوست این زندگی ظاهراً قشنگ چه رازهای تاریکی جریان داره

جنگ تویوتا
وقتی میگن تویوتا یه ماشینی که مرگ نداره و جون سخته اغراق نمیکنن این ماشین حتی جنگ هم برده جنگ چاد و لیبی معروف شد به جنگ تویوتامیدونی چرا؟ چون ارتش چاد که پول زیادی نداشت، با کمک فرانسه کلی تویوتا هایلوکس خرید مسلحشون کرد و باهاشون یه ارتش کامل رو شکست داد این جنگ به همه ژنرالهای دنیا یه درس بزرگ داد بعضی وقتا یه وانت قابل اعتماد، از یه تانک چند میلیون دلاری کارآمدتره#ToyotaWar #خلاقیت_نظامی

سراب رویای آمریکایی
با بلیط بختآزماییاش یه رویا خرید سفر به آمریکا ، فکر میکرد پاشو گذاشته تو بهشت اما آمریکا یه رویا نبود یه سراب بود

نقابی از دروغ
کل آمریکا دنبال یه زن گمشده میگشتن که رفته بود برای ورزش و برنگشته بودشوهرش جلوی دوربین زار میزد و مردم براش دعا میکردنهیچکس نمیدونست قاتل واقعی، همون نزدیکیاس

لینچ یک ایرانی
تا وقتی زنده بودصداش اونقدر ضعیف بود که حتی از پشت تلفن به گوش کسی نمیرسیداما فریادی که بعد از مرگش بلند شد وجدان یه کشور رو لرزوند بیژن ابراهیمی مردی بود که در زندگی کسی صدایش را نشنید اما داستانش امروز بلندتر از همیشه داره فریاد میزنه داستان تنهایی، نفرتی کور و سیستمی که برای محافظت از ضعیفترینها، کر شده بود#فراموش_نمیکنیم #بیژن_ابراهیمی #داستان_یک_زندگی #تراژدی#ایرانی_لندن#بیژن

کشتار کلمباین
بعضی وقتا خطرناک ترین انسان ها نوجوونهایی هستن که صدای شکستنشون رو کسی نشنیدهداستان کُشتار کلمباین فقط داستان تفنگ و خشونت نیست قصه دو تا نوجوونه که حس میکردن دنیاشون به آخر رسیده قصه قلدری، انزوا، خشم و مشکلات روانیای که دیده نشد تا وقتی که دیگه خیلی دیر شده بود#صدای_تاریخ#پادکست#پادکست_فارسی#تاریخ#تاریخی

پِترودلار(داستان عطش قدرت)
تاحالا فکر کردی چرا دلار اینقدر تو دنیا مهمه و همه دنبالشن؟ قضیه فقط قدرت نظامی و اقتصادی آمریکا نیست( یه شاهکلید مخفی وجود داره به اسم پترودلارداستان اینه که از حدود ۵۰ سال پیشیه توافق نانوشته شکل گرفت که پولِ نفت، یعنی مهمترین کالای جهان، باید با دلار حساب بشه این یعنی هر کشوری برای خرید نفت مجبوره اول دلار بخره همین موضوع، دلار رو کرده پادشاه بیچون و چرای اقتصاد دنیا و به آمریکا یه قدرت عجی

مسیر انحرافی
یه سفر ساده به خونه تبدیل میشه به یه سفر بیانتها داستان برایس اینجوریه یه پسر دانشجو که داشت برمیگشت پیش خونوادهش ولی این سفر چند ساعته، یه شبانهروز کامل طول کشید! پشت تلفن حرفای عجیب میزد، هی میزد بغل، انگار یه چیزی سر جاش نبودآخرین ردش؟ ماشینش که کنار یه دریاچه چپ کرده بود. خودش اما… انگار آب شده بود رفته بود تو زمین.چیزی دیده بود که نباید میدید؟ یا داشت از چیزی فرار میکرد؟

معمار مرگ
یه معمار، یه مرد خانواده، یه همسایه معمولی تو یه محله آرومرِکس از اونایی بود که هر روز میبینی و یک سلامی و احوالپرسی هم میکنی و میگی چه ادم خوبیههیچکس خبر نداشت پشت این نقاب ، یک شیطان قایم شده؛ هیولایی که برای بیش از یه دهه، پلیس رو دنبال نخود سیاه فرستاده بود

کتاب ویژه صدام حسین
کتاب قرآن برای مسلمان ها مقدس ترین کتابشون هستش حتی برای پیروان ادیان های دیگه هم قرآن یک کتاب مقدسِمیلیاردها نفر به قرآن از صمیم قلب و وجودشون باور دارناما یک قرآنی بود که ورق زدنش تن علمای دینی رو میلرزوندکلمههاش کلمات خداوند بود ولی جوهرش از رگهای یه دیکتاتور خارج شده بود هنوزم بعد از گذشت دو دهه هیچکس نمیدونه باید به این قرآن نوشته شده با خون، احترام گذاشت یا چون با خون نوشته شده از بین ب

بهای استقلال
دیوید انگار یه مرد خانواده دوست و عاشق بود همه فکر میکردن زنش رو دوست داره با عشق ازدواج کرده اما انگار اون همسر نمیخواست ، یک برده میخواست یکی که بهش زور بگه و کنترلش کنه یه روز زنش از پلهها میفته و میمیره و دیگه اینجاست که نقاب کم کم از صورت این مرد برداشته میشه

معمای تیفانی
یک روز عادی، یک خداحافظی ساده از محل کار تیفانی دنیلز به رئیسش میگه برای چند روز باید بره مرخصی و بعدش آب میشه و میره زمین یک هفته بعد، ماشینش تو یک پارکینگ ساحلی پیدا میشه اما انگار تیفانی قرار نبود به این سادگیا معماش حل بشه این داستان دختریه که بدون هیچ ردپایی ناپدید شد و ماشینش ، تنها یادگار اون باقی موند

آخرین تمرین میسی
ساعت ۴ صبح ، قبل از طلوع آفتابمیسی وارد کلیسا میشه تا برای کلاس ورزشش آماده بشهیه جای امن و آروماما وقتی میرسه میبینه یه نفر با لباس کامل پلیس ضد شورش ، از کلاه ایمنی تا پوتین، داره تو راهروها قدم میزنهاین آخرین چیزی بود که میسی بورز دید

رایش هزارساله (بخش پایانی)
چطوری میشه یه ملت رو سر کار گذاشت؟ هیتلر استاد این بازی بود از یه طرف با وعدهی «کار و نان»، اتوبان ساخت و با سفر دریایی ارزون دل مردم رو برد از طرف دیگه، مخفیانه داشت تانک و هواپیما میساخت و با پول خودشون، براشون جنگ جهانی رو تدارک میدید یه مرد باهوش و نابغه و بزرگ که هدفش ، تسخیر ، آزادی و انسانیت بود

رایش هزارساله (بخش اول)
داستان به قدرت رسیدن هیتلر قصهی یه «شستشوی » مغزی تمامعیاره اول با ترسوندن مردم (آتشسوزی مجلس) دیوار دفاعی دموکراسی رو از کار انداخت بعد با بلندگوهای جوزف گوبلز و رادیوهای ارزونیه توهم جدید به اسم «ما برتر از همه ایم » رو وارد مغز همه کرد و بچهها رو از زمان مهدکودک برای جنگ آماده کرد نتیجه اش چی شد ؟ ملتی که با دست خودش، برای خودش جهنم ساخت

تاوان عدالت خواهی
یک راهنما نزدن واسه یک تغییر مسیر ساده برخورد خشن یک پلیس مغرورباعث یک تِراژدی و تصویب یک قانون تاریخی شد ماجرای «ساندرا بِلاند» همه رو شوکه کرد، اما اسمش با قانونی زنده موند که هدفش هوشمندتر کردن پلیس و انسانیتر کردن بازداشتگاههاست

قتل در خواب
ساعت 4 صبح تلفن مرکز پلیس زنگ میخورهپشت خط یک پسر 17 ساله اس که با ترس و لرز میگه خواهر دوقلوم داره خونریزی میکنه این تماس بنجامین اِلیوت با مرکز پلیس و دیالوگ های رد و بدل شدمیشه شروع یک معمای بزرگ معمایی که کارشناسان و هیئت منصفه و قاضی رو هم سردرگم کرده بود

گِشتاپو
تو شهری که دیوارها گوش داشتن سازمانی وجود داشت که یونیفرم نمیپوشید آنها تو سایه ها زندگی میکردنممکن بود تو لباس یه معلم باشن یا یه آشپز یا خلبانحواسشون جمع بود و منتظر اشتباه قربانیشون بودنگشتاپو، ارتشی از ارواح بود که بزرگترین سلاحش ترسی بود که دیده نمیشد اما همهجا وجود داشت

مرد ایرلندی
جیمی ،مردی بود که با یک تلفن میتونست شریانهای حیاتی آمریکا را فلج کندصداش لرزه بر اندام قدرتمندان میانداخت و میلیونها کارگر به او وفادار بودنداما در در اوج بازی قدرت، مهره اصلی از صفحه شطرنج حذف شدداستان جیمی هوفا، تراژدی قدرت، وفاداری و خیانتی استکه پایان آن هنوز نوشته نشده

تاریخ لینچ کردن
*شنیدن این اپیزود به دلیل محتوای خشن و ناراحت کننده به افراد زیر 17 سال توصیه نمیشه*یه دورانی بود که دادگاه، کف خیابون برگزار میشدقاضی، یه جماعت عصبانی بود و وکیل مدافع، سکوت ، چون کسی جرات حرف زدن نداشتحکم رو همونجا، نه روی کاغذ، که با یه طناب که از یه درخت آویزون بود، مینوشتن.واسه عبرت بقیه

نفرین الماس هوپ
ماجرای این اپیزود ما درمورد یک الماس نفرین شدسکه به دست هرکسی که رسید اون رو دچار مشکل کردالماسی به اسم هوپ، الماسی که برخلاف معنی اسمش هیچ امید و روشنی رو نصیب صاحبینش نکرد

قاتل بی گناه
دستانش لذت و زندگی میبخشیداما حضورش مرگ را هدیه میدادمِری مالون ، لذیذترین غذاها را میپخت، غافل از اینکه داره مرگ رو به خورد بقیه میدهاون بیمار نبود؛ اون خودِ بیماری بود. مِری، طاعونی بود که تو آشپزخانهها راه میرفتمِری مالون تاریخ ساز شد ، خیلیا معتقدن بی گناه بود و خیلیا میگن گناهکار بود

کَفتار آشویتس
تو سنی که بقیه رویا میبافتنداون کابوس میساختکفتار آشویتس یا هیولای زیبا ،نه یک لقب، که توصیف دقیق یک شیطان بود که در کالبد زنی جوان و زیبا زندگی میکرد یک سوال تاریخی ، بی جواب باقیمونده ، چطور چنین زنی میتونس انقدر بی رحم باشه ؟

نحسی خاندان کِنِدی (2)
تو دنیای ما، هر چیزی یه قیمتی داره، قدرت، شهرت، ثروت… اینها رو مفت به کسی نمیدن باید یه چیزی در ازاش بدی حالا فکر کن یه خانواده پیدا بشه که همهچیز رو با هم بخواد کاخ سفید، پول ، جذابیت هالیوودی، و محبوبیتی بی انتها خاندان کندی به همه اینا رسید اما در ازاش دچار یک نفرین یا یک نحسی شد که نوبت به نوبت سراغ اعضای این خاندان اومد

نحسی خاندان کِنِدی (1)
تو دنیای ما، هر چیزی یه قیمتی داره، قدرت، شهرت، ثروت… اینها رو مفت به کسی نمیدن باید یه چیزی در ازاش بدی حالا فکر کن یه خانواده پیدا بشه که همهچیز رو با هم بخواد کاخ سفید، پول ، جذابیت هالیوودی، و محبوبیتی بی انتها خاندان کندی به همه اینا رسید اما در ازاش دچار یک نفرین یا یک نحسی شد که نوبت به نوبت سراغ اعضای این خاندان اومد

شکنجه گاه واحد 731
واحد ۷۳۱ ژاپن تاریکترین فصل علم و جنگ جایی که انسانیت قربانی آزمایشهای وحشتناک شددر سایهی جنگ جهانی دوم، این واحد مخفی با بیرحمی، مرزهای اخلاق را زیر پا گذاشت داستانش روایتی هولناک از جاهطلبی و جنایت است

اردوگاه های مرگ نازی
در این اپیزود شنونده ماجرای اردوگاه های مرگ نازی ها در جنگ جهانی دوم هستید در این اپیزود از آزمایش های مخوف نازی ها روی زندانی های بیگناهی خواهیم گفت که برای کنجکاوی های علمی بی رحمانه به قتل رسیدن

قهرمان ناخواسته
در این اپیزود شنونده ماجرای یک کهنه سرباز جنگ جهانی هستید سربازی که ناخواسته تبدیل به یک قهرمان شد قهرمانی که برای اون جز غم و تباهی چیزی نداشت

پادشاه کوکائین (3)
ال منچو، سایهی مخوف کارتل خالیسکو، مردی که اسمش لرزه بر اندام دشمناش مینداخت از خیابانهای مکزیک تا قلهی قدرت، اون با بیرحمی و هوش، امپراتوری جنایی خودش را ساخت زندگیاش پر از رمز و راز، خشونت و فرار از قانون است او نه فقط یک رئیس کارتل، بلکه کابوسی زنده برای رقبا بود

(2) پادشاه کوکائین
ال چاپو، اسطورهی دنیای زیرزمینی، مردی که تونلهایش به اندازهی امپراتوریاش افسانهای شدند از مزارع مکزیک تا رأس کارتل سینالوآ، زندگیاش پر از فرارهای جسورانه و قدرت بیحد بود او نماد جاهطلبی و ترس، قانونشکنی و وفاداری بود

(1) پادشاه کوکائین
پابلو اسکوبارسلطان کوکائین، مردی که امپراتوریاش جهان را لرزاند از خیابانهای مدلین تا اوج قدرت، زندگیاش پر از جاهطلبی، خشونت و تناقض بود او هم خیّر بود و هم جنایتکار؛ چهرهای که هنوز هم افسانهاش زنده است

تسخیر سائوپائولو
هجوم عقرب هادر این اپیزود شنونده ماجرای هجوم عقرب ها به سائوپائولوی برزیل هستیدتاوانی که مردم برزیل بخاطر دستکاری طبیعت پرداختن

روزنامه صبحگاهی
در این اپیزود شنونده ماجرای مفقود شدن مرموز پسر روزنامه فروشی هستید که هنوز هم بعد از گذشت بیش از سی سال همچنان یکی از پرونده های جذاب و مرموز و پیچیده آمریکا محسوب میشه

اتاق 2805
در این اپیزود شنونده ماجرای مرموز اتاق 2805 هتل پلازا اُسلو هستید که هنوزم یکی از پرونده های جذاب جنایی نروژ هستش و در عین سادگی پرونده پیچیده ای بود و هست

زندگی دوگانه
در این اپیزود شنونده ماجرای جذاب و باورنکردنی مردی هستید که از عرش به فرش رسید دوباره به اوج برگشت و بازهم سقوط رو تجربه کرد مردی که معلوم نبود شیاد بود یا قهرمان صادق بود یا یک دروغگوی قهار

از گور برخاسته
در این اپیزود شنونده یک ماجرای باورنکردنی و جذاب هستید که عمل تناسخ رو اثبات میکنه و ماجرای 2 خواهر هستش که یکبار دیگه به زندگی برمیگردن

گم شده در بهشت
در این اپیزود شنونده ماجرای گم شدن مرموز یک دختر آمریکایی در جزیره آروبا هستید که به عنوان بهشت روی زمین شناخته میشد اما برای شخصیت اصلی اپیزود ما یک جهنم بود

تیراندازی در فروشگاه
یک ارتباط ساده کاری ، یک ارتباط معمولی با یک همکار برای آندریا فارینگتون اونقدر گرون تموم میشه که شاید هیچکس حتی بدبین ترین آدما هم باور نمیکردن

آخرین بوسه
در این اپیزود شنونده ماجرای 2 خواهر و یک برادر هستید که در روز استرالیا تصمیم میگیرن به ساحل برن و شنا کنن و روز تعطیل خوبی رو سپری کنن اما اون روز اتفاقی افتاد که مسیر زندگیشون رو عوض کرداسم های این 3 کودک Jane BeaumontArnna BeaumontGrant Beaumont

حوالی اتوبان 18
در این اپیزود شنونده ماجرای مرموزی درباره آشا دِگری دختر 9 ساله ای هستید که در یک صبح بارونی ، حوالی اتوبان 18 کارولینای شمالی دیده شد بدون اینکه توضیح منطقی وجود داشته باشه که چرا آشا ساعت 4 صبح در اتوبان بوده

مظنون قتل
وقتی یک قتل اتفاق میفته اولین مظنون میشه پارتنر یا همسر طرف ، خب خیلی وقتا فقط یک حس هستش و واقعا طرف کاری نکرده اما وقتی دو تا مرگ اتفاق بیفته و پارتنر طرف مظنون به قتل باشن دیگه اوضاع فرق میکنه

قاتل ماه عسل
فقط چند روز بعد از عروسی تینا واتسون در حال غواصی در دیواره بزرگ مرجانی استرالیا جونش رو از دست میده اما اون تنها نبود، کنارش یک غواص با تجربه بود شوهرش گِیب سفری که قرار بود شروع یک زندگی عاشقانه باشد به یک پرونده قتل مرموز تبدیل شدسوال این بود ، آیا این یک حادثه تلخ بود یا یک جنایت برنامهریزی شده در اعماق اقیانوس؟

پلیس قاتل
برای بیش از دو دهه خانواده راسموسن در تاریکی و بیخبری به سر میبردند و قاتل دخترشان آزادانه زندگی میکردکلید حل این معما، یک مدرک کوچک اما حیاتی بود که در صحنه جنایت باقی مانده بود یک جای گاز گرفتگی روی بدن شری. تو سال ۲۰۰۹، با پیشرفت تکنولوژی ، بالاخره هویت قاتل فاش شد
Recommended

Apple News In Conversation

SLOW ENGLISH PODCAST (A1-A2) With Subtitles | Daily Videos | English With Us Podcast

Breaking News from Pod Save America

The Young and Called Podcast .

Jubal Phone Pranks from The Jubal Show

TopMusic Piano Podcast

CBS Evening News

The Daily

World News Tonight with David Muir

The Joe Rogan Experience

TED Talks Daily

English Vocabulary Help