Home Podcasts رادیو تاسیان
رادیو تاسیان

رادیو تاسیان

امیرعلی مهاجری 58 Episodes Jul 7, 2026

رادیو تاسیان پادکستی است به زبان فارسی که توسط امیرعلی مهاجری تولید می‌شود. این برنامه به موضوعات فرهنگی و اجتماعی می‌پردازد و تلاش دارد تا صداهای ناگفته را به گوش مخاطبان برساند. محتوای آن شامل گفتگوها و تحلیل‌هایی درباره زندگی در حاشیه زمان است.

Episodes

مهاجرت
مهاجرت Jul 7, 2026 45:13 🎙️ اپیزود «مهاجرت»🎙️ اپیزود «مهاجرت»، یکی از بزرگ‌ترین پروژه‌های نمایشی رادیو تاسیان از نظر تعداد بازیگران و گویندگان است.این اپیزود با حضور ۱۳ گوینده و ایفای نقش توسط گروهی از هنرمندان، یکی از گسترده‌ترین تولیدات رادیو تاسیان را شکل داده است.برای نخستین‌بار در آثار رادیو تاسیان، ۸ بانوی هنرمند در کنار ۵ آقای هنرمند حضور دارند و شخصیت‌های زن، نقشی پررنگ، مؤثر و تعیین‌کننده در روایت ایفا می‌کنند؛ ح
اپیزود رسمی رادیو تاسیان/ بهار
اپیزود رسمی رادیو تاسیان/ بهار Jun 26, 2026 02:55 ناظر: امیرعلی مهاجریخوانندگان: عباس آقاخانی / لیلیتنظیم صدا: آترین شکوهیبازخوانی ترانه ای از ابراهیم منصفی
نور و آن شهر ساحلی
نور و آن شهر ساحلی May 24, 2026 24:13 گفتم چون دلتنگی یعنی یکی یه چیزی ازت دزدیده و واسه همیشه رفته... نه جای اون چیزی که دزدیده ازت خوب میشه و نه هیچ وفت اون دزد بر میگرده.... تو میمونی و یه بدن نیمه جونی که همیشه داره درد میکشه.. من تحمل اون دردو ندارم... من دوست ندارم بدنم نیمه جون باشه... یا حداقل اگر هست بی حس شم نفهمم.. چیزی بادم نیاد.. نبینم اون جای خالی رو...جسم نیمه جون عین یه دیواری میمونه که چندتا آجر از وسطش ریخته.. ا
آقای پابلو اسکوبار، من می‌ترسم!
آقای پابلو اسکوبار، من می‌ترسم! May 19, 2026 19:35 پدر مسیر شما را تباهی می‌داند و مسیر درست را مسیری امن و بی‌دردسر معرفی می‌کند. اما من با او مخالفم. من فکر می‌کنم جاده‌های آرام و بی‌حاشیه شبیه جاده‌های کویری و صاف‌اند؛ از هزاران کیلومتر دورتر انتهایشان پیداست. انسان در چنین جاده‌هایی یا به کسالت می‌رسد یا خوابش می‌گیرد و یا از سفر هیچ لذتی نمی‌برد. من عاشق جاده‌های پرپیچ‌وخمی هستم که در هر پیچ آن نمی‌دانم چه حادثه یا ماشینی انتظارم را می‌کشد. ج
دل آرام و بادبادکهای قرمز
دل آرام و بادبادکهای قرمز Dec 22, 2025 12:22 دل آرام خانوم، نمیدونم کی برمیگردم... نمیدونم اصلا یبار دیگه میتونم به اون موهای فرفریت نگاه کنم؟ اصلاًبرمیگردم؟ اصلاً این جنگ تموم میشه؟ هیچ نمیدونم. فقط یه چیزو بهت میگم، اگه چه اینو با کلمات روییه ورق نازک و بیصدا نوشتم، اما یه روز با صدای بلند، وسط خیابون فردوسی، بین شلوغی شهر، به یاد من و اززبون من، با صدای خودت فریاد بزن :دوستت دارم✏️نویسنده: امیرعلی مهاجری🎙گوینده: امیرعلی مهاجری🎧میکس و
دریا هم دیگر صدایش نمی‌زد
دریا هم دیگر صدایش نمی‌زد Dec 5, 2025 23:58 از میان موجهای دریا داستانش را برایم میخواند: "او آنجا نشسته بود، روبه‌روی پنجره‌ای که به هیچ منظره‌ای ختم نمی‌شد، و در دلش چیزی گم شده بود. چیزی که نه نام داشت و نه شکل، اما سنگینی‌اش درون سینه‌اش می‌کوبید. هیچ‌کس خبر نداشت که او هر روز با اشباحی حرف می‌زند که فقط خودش می‌بیند؛ اشباحی از زنانی که پیش از او آمده بودند، زندگی کرده بودند، عاشق شده بودند، شکست خورده بودند، و از میان دیوارهای ناپیدای
نُت آخر
نُت آخر Nov 22, 2025 21:00 زن، برای اولین بار لبخند زد.لبخندی کوتاه، اما عمیق.بعد، آرام لیوانش را بلند کرد. آخرین بار.و پیش از آن‌که آهنگ به پایان برسد، برخاست.رفت.نه با شتاب، نه با تردید.رفتنی آرام، درست شبیه آمدنش.اما این‌بار، دیگر بازگشتی در کار نبود.مرد هنوز می‌نواخت.صدایش دیگر نمی‌لرزید.دست‌هایش محکم‌تر شده بودند.او رفته بود، اما چیزی از او در مرد باقی مانده بود؛چیزی از جنس شهامت، صدا، و سرانجام گفتن.و آن شب، همان شبی
یک روز معمولی | طنز
یک روز معمولی | طنز Nov 1, 2025 29:11 الهام گرفته از داستانی واقعیموسی موند و یک وصیتی که تا ابد تمومی نداشت. از پدرش هم ارثیه‌ی خاصی واسش نموند. روزی که پدر ارث رو تقسیم می‌کرد، خونه رو بخشید به برادر بزرگِ آقا موسی، زمین کشاورزی رو داد به خواهر بزرگِ آقا موسی، مایملک‌های کوچیک رو وقف خیریه کرد و وقتی نوبت موسی شد گفت: «موسی بابا، من باارزش‌ترین چیز دنیامو می‌دم به تو. باباجان، من ۸۰ سال نماز و روزه بدهی دارم، یه چند تا طلبکار هم دنب
نام آن دلتنگی
نام آن دلتنگی Oct 18, 2025 03:02 نامِ آن دلتنگی‌ست که نه از نبودِ کسی، نه از خاطره‌ای روشن، که از فراموشی خودت در آینه‌ی آدم‌ها می‌آید. آن غمِ محوی که وسطِ خندیدن ناگهان گلوت را می‌فشارد، در شلوغی بغلت می‌کند، و در خلوت، چیزی درونت را بی‌صدا می‌کُشد. تاسیان، دلتنگی برای "خودت" است. نه خودِ حالا، نه خودِ محبوب، بلکه خودی که دیگر نمی‌دانی کجاست. همان که روزی بی‌هیچ اضطرابی خوابش می‌برد، بی‌هیچ نقشی خودش بود، و بی‌عذابِ ماندن یا رفت
پاییز | هیچ
پاییز | هیچ Sep 22, 2025 03:33 هیچ 🍂🍁به بهانه پاییز... اختصاصی از رادیو تاسیاننویسندگان و گویندگان:علی حسین غلامیامیرعلی مهاجریپوستر از فریما رئوفی
جای امن رویا
جای امن رویا Sep 5, 2025 22:37 چقدر قشنگه وقتی فقط من می‌دونم...وقتی همه‌ی این حس‌ها، این لحظه‌ها،تو دل خودمه و تو حتی نمی‌دونی داری زندگیِ یکیو نفس می‌کشی...خیالم راحته، چون این حرفا،اینا که از قلبم میان،یه جایی امن توی من قایم شدن،جایی که هیچ‌کس دستش بهش نمی‌رسه... حتی تو. چون اگه یه روز بهت بگم،اگه بدونی،اگه فقط یه کلمه بگی "نه"...همه‌چی تموم میشه.نه فقط من،نه فقط این حس،که اون خیابونای بی‌دلیل،اون کافه‌گردی‌های بی‌قرار،اون
مادام ژولیت
مادام ژولیت Aug 20, 2025 26:52 🎧 اپیزود تازه رادیو تاسیان منتشر شد!«من اینجام… ایستاده… ساکت… خیره به سایه‌هایی که از پشت پنجره رد می‌شن… تو اونجایی، من اینجا… همین‌قدر نزدیک، اما میانمون یه دیوار نازکه؛ دیواری که نه صدا رو رد می‌کنه، نه نور رو… فقط یه سایه ازم مونده پشت همون پنجره‌ای که دیگه رو به من باز نمی‌شه… بگو… عطر کی نمی‌ذاره برگردی اینجا؟»و این آغاز قصه‌ای‌ست پر از وهم، باران و پنجره‌هایی بسته؛ قصه‌ای از خاطرات ناتمام،

Recommended