Home Podcasts رادیو تاسیان
رادیو تاسیان

رادیو تاسیان

امیرعلی مهاجری 58 Episodes Oct 13, 2026

رادیو تاسیان پادکستی است به زبان فارسی که توسط امیرعلی مهاجری تولید می‌شود. این برنامه به موضوعات فرهنگی و اجتماعی می‌پردازد و تلاش دارد تا صداهای ناگفته را به گوش مخاطبان برساند. محتوای آن شامل گفتگوها و تحلیل‌هایی درباره زندگی در حاشیه زمان است.

Episodes

داستان کوتاهی درباره عشق
داستان کوتاهی درباره عشق Oct 13, 2026 21:01 🎧 با حمایت برند شاوما،اپیزود سینمایی «داستان کوتاهی درباره عشق» از پادکست رادیو تاسیان، به‌صورت رسمی در پلتفرم‌های پادکست منتشر شد.بخشی از اپیزود:اولین قطره بارون می‌شینه رو صورتم... دومیش... سومیش... چهارمیش... داره زیاد می‌شه... دونه‌دونه این قطره‌ها چنان صورتم رو لمس می‌کنن که انگار هر قطره بارون از طرف تو داره منو می‌بوسه...چشمامو می‌بندم... دستامو باز می‌کنم... آروم می‌چرخم... دور خودم می‌چرخ
نوری که خورشید نبود
نوری که خورشید نبود Sep 12, 2026 18:32 یادته؟به یار گفتی آدم وقتی از بالا زمین رو نگاه می‌کنه، باید دلش قرص باشه؛چون بالا بودن یعنی فاصله داشتن.ولی حالا می‌فهمم تو اشتباه می‌کردی.بالا بودن یعنی تنها بودن.یعنی دیدن چیزهایی که بقیه نمی‌خوان ببینن.یعنی فهمیدن اینکه چقدر همه‌چی بی‌معنیه وقتی کسی نیست که باهاش قسمت کنی...نوری که خورشید نبودنویسنده و کارگردان صوتی: امیرعلی مهاجریگوینده: رضا جعفرپورطراح پوستر: پدرام شهرآبادیمشاور و ایده پرداز
سه ثانیه قبل از خداحافظی
سه ثانیه قبل از خداحافظی Aug 28, 2026 18:53 پیلامار، جاده‌ی خاطرات ساخته می‌شه یا ما می‌سازیمش؟اگه ساخته می‌شه، پس چرا هرچی جلوتر می‌رن، جنگل میاد جلو، شاخه‌ها دست می‌ندازن روشون، برگ‌ها می‌ریزین و آروم بی‌سر و صدا جاده رو می‌گیرن و می‌پوشونن از ما آدم‌ها؟ چرا همیشه آخرش طبیعت برنده این بازی می‌شه؟اگه خودمون می‌سازیمش پس تکلیف اون خداحافظی‌های همیشگی چیه؟ اون رفتن‌هایی که انگار از قبل تمرین شدن، اما هیچ‌وقت آماده‌شون نیستیم؟چرا توی این جاد
زندگی قبل از عاشق شدن
زندگی قبل از عاشق شدن Aug 1, 2026 14:43 با حمایت پریل، اپیزود جدید رادیو تاسیان منتشر شدنویسنده و کارگردان صوتی: امیرعلی مهاجریگوینده: رضا کریمیانایده‌پرداز: بهار احمدیمیکس و مسترینگ: استودیو نووُپخش اختصاصی از رادیو تاسیان | تابستان ۱۴۰۵پریل، حامی این اپیزود از رادیو تاسیانرادیو تاسیان را در شنوتو دنبال کنید!.....................................................دوست داشتم برم بالای شهر وایسم و از اون بالا به همه‌چی نگاه کنم؛ به خونه‌های
مهاجرت
مهاجرت Jul 7, 2026 45:13 🎙️ اپیزود «مهاجرت»🎙️ این اپیزود با حضور ۱۳ گوینده و ایفای نقش توسط گروهی از هنرمندان، یکی از گسترده‌ترین تولیدات رادیو تاسیان را شکل داده است.برای نخستین‌بار در آثار رادیو تاسیان، ۸ بانوی هنرمند در کنار ۵ آقای هنرمند حضور دارند و شخصیت‌های زن، نقشی پررنگ، مؤثر و تعیین‌کننده در روایت ایفا می‌کنند؛ حضوری که به جهان داستان، رنگ و عمق بیشتری بخشیده است.«مهاجرت» تنها روایتی درباره ترک یک سرزمین نیست؛ ب
اپیزود رسمی رادیو تاسیان/ بهار
اپیزود رسمی رادیو تاسیان/ بهار Jun 26, 2026 02:55 ناظر: امیرعلی مهاجریخوانندگان: عباس آقاخانی / لیلیتنظیم صدا: آترین شکوهیبازخوانی ترانه ای از ابراهیم منصفی
نور و آن شهر ساحلی
نور و آن شهر ساحلی May 24, 2026 24:13 گفتم چون دلتنگی یعنی یکی یه چیزی ازت دزدیده و واسه همیشه رفته... نه جای اون چیزی که دزدیده ازت خوب میشه و نه هیچ وفت اون دزد بر میگرده.... تو میمونی و یه بدن نیمه جونی که همیشه داره درد میکشه.. من تحمل اون دردو ندارم... من دوست ندارم بدنم نیمه جون باشه... یا حداقل اگر هست بی حس شم نفهمم.. چیزی بادم نیاد.. نبینم اون جای خالی رو...جسم نیمه جون عین یه دیواری میمونه که چندتا آجر از وسطش ریخته.. ا
آقای پابلو اسکوبار، من می‌ترسم!
آقای پابلو اسکوبار، من می‌ترسم! May 19, 2026 19:35 پدر مسیر شما را تباهی می‌داند و مسیر درست را مسیری امن و بی‌دردسر معرفی می‌کند. اما من با او مخالفم. من فکر می‌کنم جاده‌های آرام و بی‌حاشیه شبیه جاده‌های کویری و صاف‌اند؛ از هزاران کیلومتر دورتر انتهایشان پیداست. انسان در چنین جاده‌هایی یا به کسالت می‌رسد یا خوابش می‌گیرد و یا از سفر هیچ لذتی نمی‌برد. من عاشق جاده‌های پرپیچ‌وخمی هستم که در هر پیچ آن نمی‌دانم چه حادثه یا ماشینی انتظارم را می‌کشد. ج
دل آرام و بادبادکهای قرمز
دل آرام و بادبادکهای قرمز Dec 22, 2025 12:22 دل آرام خانوم، نمیدونم کی برمیگردم... نمیدونم اصلا یبار دیگه میتونم به اون موهای فرفریت نگاه کنم؟ اصلاًبرمیگردم؟ اصلاً این جنگ تموم میشه؟ هیچ نمیدونم. فقط یه چیزو بهت میگم، اگه چه اینو با کلمات روییه ورق نازک و بیصدا نوشتم، اما یه روز با صدای بلند، وسط خیابون فردوسی، بین شلوغی شهر، به یاد من و اززبون من، با صدای خودت فریاد بزن :دوستت دارم✏️نویسنده: امیرعلی مهاجری🎙گوینده: امیرعلی مهاجری🎧میکس و
دریا هم دیگر صدایش نمی‌زد
دریا هم دیگر صدایش نمی‌زد Dec 5, 2025 23:58 از میان موجهای دریا داستانش را برایم میخواند: "او آنجا نشسته بود، روبه‌روی پنجره‌ای که به هیچ منظره‌ای ختم نمی‌شد، و در دلش چیزی گم شده بود. چیزی که نه نام داشت و نه شکل، اما سنگینی‌اش درون سینه‌اش می‌کوبید. هیچ‌کس خبر نداشت که او هر روز با اشباحی حرف می‌زند که فقط خودش می‌بیند؛ اشباحی از زنانی که پیش از او آمده بودند، زندگی کرده بودند، عاشق شده بودند، شکست خورده بودند، و از میان دیوارهای ناپیدای
نُت آخر
نُت آخر Nov 22, 2025 21:00 زن، برای اولین بار لبخند زد.لبخندی کوتاه، اما عمیق.بعد، آرام لیوانش را بلند کرد. آخرین بار.و پیش از آن‌که آهنگ به پایان برسد، برخاست.رفت.نه با شتاب، نه با تردید.رفتنی آرام، درست شبیه آمدنش.اما این‌بار، دیگر بازگشتی در کار نبود.مرد هنوز می‌نواخت.صدایش دیگر نمی‌لرزید.دست‌هایش محکم‌تر شده بودند.او رفته بود، اما چیزی از او در مرد باقی مانده بود؛چیزی از جنس شهامت، صدا، و سرانجام گفتن.و آن شب، همان شبی
یک روز معمولی | طنز
یک روز معمولی | طنز Nov 1, 2025 29:11 الهام گرفته از داستانی واقعیموسی موند و یک وصیتی که تا ابد تمومی نداشت. از پدرش هم ارثیه‌ی خاصی واسش نموند. روزی که پدر ارث رو تقسیم می‌کرد، خونه رو بخشید به برادر بزرگِ آقا موسی، زمین کشاورزی رو داد به خواهر بزرگِ آقا موسی، مایملک‌های کوچیک رو وقف خیریه کرد و وقتی نوبت موسی شد گفت: «موسی بابا، من باارزش‌ترین چیز دنیامو می‌دم به تو. باباجان، من ۸۰ سال نماز و روزه بدهی دارم، یه چند تا طلبکار هم دنب

Recommended